Showing posts with label BAHA'I CHILDREN. Show all posts
Showing posts with label BAHA'I CHILDREN. Show all posts

Tuesday, 11 October 2011

Worldwide Condemnation

فیلسوفان و الهیّون از سراسر جهان یورش ایران به مدرّسان بهائی را محکوم می کنند
نیویورک، ۱۸ مهر ۱۳۹۰ (۱۰ اکتبر ۲۰۱۱) - سرویس خبری جامعۀ جهانی بهائی


بیش از ۴۰ تن از فیلسوفان و الهیّون برجسته از ۱۶ کشور به محکوم کنندگان سیاست ایران مبنی بر محروم کردن جوانان بهائی و دیگران از آموزش عالی پیوسته اند.
چهل و سه تن از فیلسوفان و متخصصان برجستۀ الهیات نامۀ سرگشاده ای را امضا کرده اند که از ایران می خواهد آزار بهائیان جوان را که خواهان دسترسی به آموزش عالی هستند، متوقّف سازد. چند تن از این شخصیت های برجسته عبارتند از: (ردیف بالا، چپ به راست) کورنل وست (پرینستون، ایالات متّحدۀ آمریکا)، گراهام وارد (آکسفورد، بریتانیا)، چارلز تیلور (مک گیل، کانادا)، لئوناردو بوف (ریو دو ژانیرو، برزیل)؛ (ردیف پایین، چپ به راست) ابراهیم موسی (دوک، ایالات متّحدۀ آمریکا)، هیلاری پوتنام (هاروارد، ایالات متّحدۀ آمریکا)، استنلی هوورواس (دوک، ایالات متّحدۀ آمریکا) و طاهر محمود (عضو سابق، کمیسیون حقوق، هند)

در یک اقدام بی سابقۀ جهانی، ۴۳ دانشگاهی برجسته – با پیشینه های مسیحی، هندو، یهودی و مسلمان – نامۀ سرگشاده ای را امضا کرده اند که امروز به صورت همزمان در نسخه های دیلی تلگراف (انگلستان)، فولها (برزیل) منتشر شد.

نامه به ویژه یورش مقامات ایرانی به اقدام غیر رسمی آموزشی جامعۀ بهائی، معروف به مؤسسۀ آموزش عالی بهائی، را محکوم می کند. در این مؤسسه استادان بهائی که توسط حکومت ایران از شغل خود محروم شده اند، داوطلبانه برای آموزش به اعضای جوان جامعه که از آموزش عالی محرومند، خدمت می کنند.

هفت بهائی مرتبط با مؤسسه هفتۀ گذشته پس از چهار ماه بازداشت در اوّلین جلسۀ دادگاه خود حاضر شدند. آنها در مجموعه ای از یورش ها در ۱ خرداد (۲۲ مه) بازداشت شدند. در این یورش ها خانه های ۳۹ نفر مرتبط با مؤسسه هدف قرار گرفت. فعالیت های مؤسسه از آن زمان «غیر قانونی» اعلام شده است.

در نامۀ سرگشاده آمده: « ما، فلاسفه، الهیّون، و دانشمندان علوم مذهبی در سراسر جهان اعتراض خود را در رابطه با یورش اخیر از طرف مقامات ایران به مؤسّسۀ آموزش عالی بهائی، اعلان می‌کنیم.»

« فراگیری و کسب دانش حقّی است مقدّس و قانونی برای همه و دولت‌ها موظف‌اند که این امکان را برای عموم فراهم کنند. در ایران دولت عکس این عمل کرده است...»

«این گونه یورش‌ها علیه حقوق شهروندان که آزادی در سامان دادن به اوضاع خود و آموزش گرفتن را از آنان سلب می‌کند، دیگر غیر قابل تحمّل است. ما از دولت ایران می خواهیم که نه تنها سرکوب بهائیان را متوقف کند بلکه کسب دانش را برای همه مهیا و ترویج نماید.»

یکی از مشهورترین دانشگاهیان حامی این فراخوان دکتر چارلز تیلور، استاد افتخاری فلسفه در دانشگاه مک گیل کانادا است. او گفت نامه را به خاطر باور عمیقش به این که «نباید 'هیچ اجباری' در دین باشد» امضا کرده است.

پروفسور تیلور گفت این کار همچنین به «بی قراری ام دربارۀ انقلاب ایرانیان مرتبط است و این که چطور آرمان های والای آن توسط مردمانی که از دین خود به عنوان ابزاری برای بسیج علیه 'دشمن' سوء استفاده می کنند، به سرقت رفته است.»

یکی دیگر از شخصیت های برجسته که نام خود را به فهرست افزود هیلاری پوتنام، استاد افتخاری فلسفه دانشگاه کوگان هاروارد ایالات متّحدۀ آمریکاست.

پروفسور پوتنام گفت: «از زمان انقلاب های آمریکا و فرانسه در پایان قرن نوزده، اشتیاق مردمی از قومیت ها، ملیت ها و مذاهب مختلف برای حقوق اساسی بشر خود، از جمله حق پرستش - آن طور که وجدان فردی امر می کند - و حق آموزش به هیجان آمده است.»

«آزار دانشجویان دانشگاه بهائی در ایران تلاشی بی شرمانه برای برگرداندن زمان به قرون تاریکی است. مورد آنها شایان حمایت افراد روشن فکر و اخلاقی در همه جاست.»

امضا کنندگان نامه عبارتند از:

چارلز تیلور - پروفسور فلسفه، دانشگاه مک گیل- کانادا
هیلاری پاتْنام - پروفسور فلسفه دانشگاه کوگان، دانشگاه هاروارد- آمریکا
کُرنِل وست - پروفسور مطالعات آفریقایی-آمریکایی دورۀ دانشگاهی ١٩٤٣، دانشگاه پرینستُن- آمریکا
لئوناردو بُف - پروفسور اخلاقیّات، فلسفۀ ادیان و بوم شناسی (اکولوژی)، دانشگاه ایالتی ریو دو ژانیرو- برزیل
اِستنلی هاورواس - پروفسور اخلاقیات الهی « گیلبرت تی. رُو»، دانشگاه دوک- آمریکا
ابراهیم موسی - پروفسور دین و مطالعات اسلامی، دانشگاه دوک- آمریکا
گراهام وارْد - پروفسور الهیات «ریجِس»، دانشگاه آکسفورد- بریتانیا
جان میلْبَنک - پروفسور دین، سیاست و اخلاقیّات، دانشگاه ناتینگهام- بریتانیا
دیوید نوواک - رئیس کرسی مطالعات یهودیت «جی. ریچارد و دوروتی شیف»، و پروفسور فلسفه، دانشگاه تورنتو- کانادا
طاهر محمود - رئیس مؤسّسۀ مطالعات عالی حقوقی دانشگاه آمیتی؛ عضو پیشین کمیسیون ملّی اقلیت ها و عضو پیشین کمیسیون حقوق- هندوستان
موشه آیدل - پروفسور اندیشۀ یهودی، دانشگاه عبری اورشلیم- اسرائیل
عبدالقادر طیوب - پروفسور مطالعات اسلامی، دانشگاه کیپ تاون- آفریقای جنوبی
زین جیان شَنگ - پروفسور فلسفه، دانشگاه پکن- چین
ویلیام دزموند - پروفسور فلسفه، دانشگاه کاتولیک لوان- بلژیک؛ پروفسور افتخاری فلسفه، دانشگاه ملّی ایرلند مِی‌نوت- ایرلند
کِوین هارت - «ادوین بی. کایل»، پروفسور مطالعات مسیحی و رئیس مطالعات ادیان، دانشگاه ویرجینیا- آمریکا؛ پروفسور فلسفه، دانشگاه کاتولیک استرالیا- استرالیا
موری ری - پروفسور الهیّات و رئیس دانشکدۀ الهیّات و دین، دانشگاه اوتاگو- زلاندنو
اصغرعلی انجینیر - رئیس و بنیان گذار شبکۀ اقدام اسلامی آسیایی؛ رئیس مرکز مطالعات جامعه و لائیسم، بمبئی- هندوستان
رمی براگ - رئیس مطالعات ادیان، دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان مونیخ- آلمان
ا. رشید عمر - دانشمند پژوهشگر مطالعات اسلامی و ایجاد صلح، دانشگاه نتردام- آمریکا؛ امام مسجد کلرمانت مین رود، کیپ تاون- آفریقای جنوبی
جاشوآ چو - رئیس و پروفسور اندیشۀ مسیحی، مدرسۀ الهیات تعمیدی هنگ کنگ- هنگ کنگ.
داگلاس پرات - پروفسور مطالعات دینی، دانشگاه وایکاتو- زلاندنو
آشوک وُهرا - پروفسور فلسفه، دانشگاه دهلی- هندوستان؛ شورای پژوهش فلسفی هند
کاروِر یو - رئیس و پروفسور اندیشۀ مسیحی، دانشکدۀ عالی الهیات چین- هنگ کنگ.
لاری زُلوت - پروفسور علوم انسانی پزشکی و اخلاق زیستی، پروفسور مطالعات دینی، دانشگاه نورت وسترن- آمریکا
پیلگریم و. ک. لو - پروفسور الهیّات سیستماتیک، رئیس مؤسّسۀ مطالعات لوتر در زمینۀ آسیا، مدرسۀ الهیّات لوتری- هنگ کنگ.
فیلیپ گودچایلد - پروفسور دین و فلسفه، دانشگاه ناتینگهام- بریتانیا
پال موریس - پروفسور مطالعات ادیان، دانشگاه ویکتوریای ولینگتون- زلاندنو
جیمز ای. فولکونر - پروفسور تفاهم دینی «ریچارد ل. اوانس»، دانشگاه بریگهام یانگ- آمریکا
راد بنسون - اخلاق دان و دانشمند رشتۀ الهیّات عمومی، مؤسّسۀ تینسلی، کالج مورلینگ- استرالیا
حسن موآکیماکو - مدرّس ارشد در مطالعات اسلامی، کالج دانشگاه پوآنی- کنیا
یونس دومبِ - مدرّس در مطالعات اسلامی، کالج دانشگاه اسلامی- گانا
ژوزف کوهن - مدرّس دانشگاه در فلسفه، کالج دانشگاه دوبلین- ایرلند
آدام میلر - پروفسور فلسفه، کالج کالین، تکزاس- آمریکا
ئی‌لِین وین‌رایت - پروفسور الهیّات، دانشگاه اوکلند- زلاندنو
رافائل زاگوری-اورلی - رئیس برنامۀ MFA، مدرسۀ طراحی و هنرهای زیبای بزالل- اسرائیل
فلیکس اُ مورکادها - مدرّس ارشد در فلسفه، دانشگاه ملّی ایرلند، گالوی- ایرلند
نعیم جناح - مدرّس مطالعات سیاسی، دانشگاه ویتواترزراند؛ هماهنگ کنندۀ مسجدالاسلام در ژوهانسبورگ- آفریقای جنوبی
کاتلین فلیک - استاد وابستۀ تاریخ دینیِ آمریکا، مدرسۀ الهیّات واندربیلت- آمریکا
آریه کوهن - استاد وابستۀ ادبیات خاخامی، دانشگاه یهودی آمریکا- آمریکا
جفری بلوچل - استاد وابستۀ فلسفه، کالج بوستون- آمریکا
ویلیام هَکِت - همکار پژوهشی و مدرّس در فلسفه، دانشگاه کاتولیک استرالیا- استرالیا
آکیبا لرنر - استادیار مطالعات یهودی، دانشگاه سانتا کلارا- آمریکا
نِیتان عمان - استادیار حقوق، مدرسۀ حقوق ویلیام و مری- آمریکا

نقل از: سرویس خبری جامعه جهانی بهائی



Saturday, 20 November 2010

Fourth year in detention

چهارمین سال زندان

به خاطر فعالیتهای انسان‌دوستانه

Friday, 19 November 2010

Jailed for humanitarian work



سه بهائی، به خاطر فعالیت انسان‌دوستانه، چهارمین سال زندان را آغاز می‌کنند
نیویورک - ۲۸ آبان ۱۳۸۹ (۱۹ نوامبر ۲۰۱۰) - سرویس خبری جامعه جهانی بهائی

سه بهائی ایرانی، با وجود شواهد قانع‌کننده مبنی بر بیگناهی‌شان، امروز چهارمین سال حبس خود را آغاز می‌کنند.
رها ثابت
ساسان تقوا
هاله روحی

این دو زن –هاله روحی و رها ثابت – و يک مرد -ساسان تقوا- در اردیبهشت ١٣٨۵ (مه ٢٠٠۶) همراه حدود ۵١ بهائی دیگر و چندین دوست مسلمان، به خاطر مشارکت در يک برنامه آموزشی برای کودکان محروم داخل و حومه شهر شیراز، دستگیر شدند.

در حالی که ١٠ همکار مسلمان آنها و یک بهائی، که دچار اختلالات یادگیری بود، به سرعت آزاد شدند، بقیه بهائیان به عنوان «تبلیغ غیرمستقیم آئین بهائی» مجرم شناخته شدند. خانم روحی، خانم ثابت و آقای تقوا هريک به چهار سال زندان محکوم شدند و ۵٠ نفر دیگر به یک سال زندان تعليقی، مشروط به حضور در کلاس‌های اجباری اسلامی، محکوم شدند.

بنا بر اطلاعات رسيده آنها هنوز هم، پس از سه سال، تحت دشوارترین شرایط در یک بازداشتگاه موقت نگهداری می‌شوند.

بانی دوگال، نماینده ارشد جامعه جهانی بهائی در سازمان ملل متحد، می‌گوید: «طبق قانون ایران، وزارت اطلاعات نمی‌تواند شهروندان را در چنین مراکزی زندانی کند و فقط برای بازجویی می‌تواند آنها را به آنجا ببرد. ما می‌دانيم که شرایط اين مرکز برای زندان طولانی‌مدتی که این سه نفر به آن محکوم شده‌اند، به کلی غیرقابل قبول است.»

به گفته خانم دوگال، هم در محاکمه و هم در بازداشتِ اين افراد، قوانین ایران و بین‌الملل نقض شده و همه شواهد –از جمله گزارشی از یک مسئول ایرانی– دالّ بر بی‌گناهی آنهاست.»

حکومت ايران حاضر نشد به يافته‌های اين مأمور اعتنائی‌ بکند و پس از علنی شدن گزارش، مأمور مذکور گزارش دیگری نوشت که یافته‌های گزارش اول را رد می‌کرد.

خانم دوگال گفت: «حکومت ایران در رسیدگی به چنین اشتباه فاحش قضایی کاملاً مردود شد. این هم يکی ديگر از موارد آزار دینی در ايران است. ساده و روشن.»

او افزود: «وگرنه چرا سه نفر که 'جرم' اصلی‌شان شرکت در برنامه‌های انسان‌دوستانه با هدف کمک به هموطنان بوده، هنوز به این شکل زندانی هستند؟»




زندان به خاطر کمک به فقرا

اندیشه کار با جوانان شیراز به طور خاص در گروه مطالعه‌ای آغاز شد که خانم ثابت سازمان داده بود. او در برنامه‌های کمک‌رسانی پس از زلزله سال ١٣٨٢(٢٠٠٣) ایران فعاليت داشت.

نخست او و دوستانش در کتسبس، از مناطق اطراف شهر که به محل تجمع معتادان و جنایت‌کار‌ها شهرت دارد، کار می‌کردند. گروه در آنجا کودکانی را که برای امتحانات پایان ترم خود آماده می‌شدند، راهنمایی می‌کرد. با رضایت کامل والدین محل، این تلاش‌ها وسعت گرفت و کمک به کودکان شامل توسعه مهارت‌های اجتماعی و آموزش ارزش‌های اخلاقی‌ نیز به آن افزوده شد.

با رشد این برنامه و مشارکت بیش از ٢٠٠ کودک در کتسبس، گروه موفق شد مجوّزی برای فعالیت از شورای شهر دریافت کند. هم‌زمان اقدام دیگری نیز با مشارکت بهائی‌ها و مسلمانان در سهل‌آباد آغاز شد. اقدام دیگری نيز –که توسط ١۴مربى ‌آغاز شد– به کمک به ١٠٠ جوان در یک مرکز آموزشی اختصاص داشت.

این گروه کلاس‌های هنری هفتگی نیز برای کودکان سرطانی ترتیب داد –فعالیتی که با استقبال شديد رئیس یک بیمارستان محلی روبرو شد. علاوه بر آن دیدارهای منظمی نیز از پرورشگاه‌ها و تسهیلات مخصوص کودکان معلول انجام می‌شد.

دستگيری و محکوميت

پلیس در ٢٩ اردیبهشت ١٣٨۵ (١٩ مه ٢٠٠۶) مربيان و مسئولين اين برنامه را در شش جا به طور همزمان دستگیر کرد.

بقیه بهائیان، پس از آزادی همکاران مسلمانشان، طیّ روزها و هفته‌های بعد، آزاد شدند. خانم روحی، خانم ثابت و آقای تقوا حدود یک ماه در بازداشت بودند.

بیش از یک سال بعد یک محاکمه کوتاه و رسمی برگزار شد. بهائیان از جمله به «تبلیغ غیرمستقیم آئین بهائی» – به خاطر استفاده از یک کتاب آموزشی به نام نسائم تأييد متهم شدند. متن کتاب هیچ ذکری از آئین بهائی نمی‌کند و صرفاً با بررسی مجموعه‌ای از داستان‌ها به ارائه درس‌های اخلاقی می‌پردازد. با این که شورای فرهنگی شهر استفاده از این کتاب را تصویب کرده بود، در رأی صادره اعلام شد که اين مجوّز با فریب به دست آمده است.

بانی دوگال میگوید: «اتهامات عنوان شده، بر اساس ماده ١٨ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی –پیمانی که ایران آن را امضا کرده و آزادی 'عبادت، اجرای آداب، عمل و تبلیغ' عقيده را تضمين می‌کند– بی‌اساس و غیر قابل قبول بودند.»

به گفتۂ خانم دوگال: «اولاً، روشن بود که فعالیت‌های آنها ماهیتی کاملاً انسان‌دوستانه داشته. دوم آن که حتی دادگاه تصدیق کرد متنی که از روی آن تدریس می‌شده، هیچ گونه اشاره صریحی به آئین بهائی نداشته است. حتی بعضی از همکاران مسلمان اين گروه گفتند که مطلع نبودند آنها بهائی هستند یا 'تبلیغی' صورت می‌گیرد.»

به بیشتر این بهائیان، به خاطر سن کم‌شان، حکم یک سال زندان تعلیقی، به شرط شرکت در کلاس‌های اجباری اسلامی که سازمان تبلیغات اسلامی ترتیب داده بود، داده شد. در این کلاس‌ها، اعتقادات و تاریخ بهائی مورد تمسخر، توهین و تحریف قرار می‌گرفت.

خانم ثابت، خانم روحی و آقای تقوا هريک به چهار سال زندان محکوم شدند: سه سال برای «تشکیل گروه‌های غیر قانونی» و یک سال «برای تبلیغ به نفع گروه‌هایی که علیه نظام اسلامی هستند.»

بازداشت‌گاه موقت

در ٢٨ آبان ١٣٨۶ (١٩ نوامبر ٢٠٠٧)، خانم ثابت، خانم روحی و آقای تقوا در ظاهر به عنوان استرداد دارایی‌هایشان، که پیش‌تر توقیف شده بود، به دفتر محلّی وزارت اطلاعات احضار شدند. اما معلوم شد که این ادعا فریبی بیش نبوده و آنها به محض ورود در سلول‌های بازداشتگاه زندانی شدند.

حالا سه سال گذشته و گزارش‌ها حاکی‌است که آنها هنوز در همان شرایط در بازداشت به سر می‌برند. آقای تقوا به تنهایی در یک سلول تنگ نگه داشته مى شود. خانم‌ها هم كه در ابتدا با هم در سلول کوچکى، که معمولاً برای بازداشت‌های کوتاه‌مدت به کار می‌رود، زندانی بودند، امروز در سلول هاى انفرادى نگه دارى مى شوند. آنها پنجره، تختخواب یا صندلی ندارند و فقط به تازگی به آنها تشک‌هایی داده شده. گزارش شده که هر سه زندانی دچار کمردرد مزمن شده‌اند.

گه‌گاه به آنها «مرخصی‌های موقّت» داده شده، اما همواره انها مجبور بوده‌‌اند برای گذراندن احکام چهار سال زندان خود به همان بازداشتگاه برگردند.

در بیشتر دوران زندان، آقای تقوا با مشکل مضاعف درد شدید، ناشی از جراحت پا در یک تصادف اتومبیل، مواجه بوده و به علاوه از سیاتیک و ضعف ماهیچه، که در نبود تسهیلات اوليه به وجود آمده، رنج برده است. گرچه او دو بار به مدت کوتاه برای جراحی پا آزاد شده، اما عموماً از توجه پزشکی کافی محروم بوده است. ورزش روزانه و دسترسی به هوای تازه، روزانه به ٣٠ دقیقه زمانی محدود است که او را نه به بیرون، بلکه به اتاقی که سقفی ندارد، می‌برند. به آقای تقوا، هر بار که سلول را ترک می‌کند، چشم‌بند می‌زنند.

به گفته بانی دوگال، استمرار بازداشت آقای تقوا و دو همکارش نقض موازين بین‌المللی و هنجارهای قانونی است. «تحت قوانین ایران، افرادی که مجرم شناخته می‌شوند این حق را دارند که در زندانی که برای حبس طولانی‌مدت طراحی شده، زندانی باشند، جایی که به تسهیلات پزشکی کافی، غذا و امکانات بهداشتی دسترسی داشته باشند. استمرار بازداشت این سه انسان بیگناه در سلول‌هایی که برای اقامت کوتاه‌مدت طراحی شده، نه تنها موازين انسانی، بلکه قوانين کشور را نیز زیر پا می‌گذارد.»

ناديده‌گرفتن گزارش محرمانه

در خرداد ١٣٨٧ (ژوئن ٢٠٠٨)، وَلی رستمی – بازرس و مشاور حقوقی دفتر نمایندگی رهبری در استان فارس – گزارش محرمانه‌ای که به تقاضای نماینده رهبر ایران در استان تهیه شده بود، ارائه کرد.

آقای رستمی در اين گزارش تأیید کرد که نه تنها در فعالیت‌های این زندانیان اشاره‌ای به دین نبوده، بلکه جوانانی که در این کلاس‌ها شرکت می‌کردند به او گفته بودند که خواهان ادامه برنامه هستند. آقای رستمی گزارش داد: «آنها گفتند 'ما ... صادقانه از این گروه خیلی چیزها آموختیم و می‌خواهیم آنها دوباره پیش ما برگردند.'»

وقتی اين گزارش علنی شد، او گزارش دیگری نوشت که یافته‌های اولیه‌اش را نقض می‌کرد.

خانم دوگال می‌گوید، روشن است که این سه نفر، نه تنها تهديدی برای جامعه نبودند، بلکه تمام تلاش‌شان در جهت خدمت به جامعه‌شان بود. «این بهائیان با برانگیختن سپاس کسانی که به ایشان خدمت می‌کردند، باعث خشم حکومت شدند. فقط دشمنی و نفرت بی‌حساب می‌تواند علت چنین انحرافی از عدالت، که در این پرونده مشاهده می‌شود، باشد.»

به گفتۂ‌ خانم دوگال: «این که، پس از سه سال زندان، مسئولان نمی‌پذیرند این رفتار ظالمانه را نسبت به این افراد فوراً متوقف سازند، غیر منطقی‌ست. ما همچنان از جامعه بین‌المللی می‌خواهیم صدای خود را در دفاع از این افراد، و هفت مدیر زندانی بهائی و هزاران نفر دیگر که امروز در ایران از حقوق انسانی خود محروم‌اند، بلند کنند.»

منبع خبر: سرویس خبری جامعه بهائی

Sunday, 1 November 2009

Baha'i Children


در تمام دنیا معلمین و مدیران مدارس وقت خود را صرف تربیت و راهنمائی بچه ها نوجوانان و جوانان جامعه میکنند ولی فقط در سایه دولت جمهوری اسلامی ایران معلمین و مدیران مدارس اجازه دارند بر سر اطفال معصوم وبیگناه بکوبند٠

هوا داغ و دم کرده بود٠ زنگ تفریح بصدا در آمد٠ دخترکها با مقنعه های سیاه و سرمه ای بطرف شیر آب مدرسه هجوم بردند٠ یکی از دخترکها به شیر آب رسید٠ با دستهای کوچکش شیر آب را باز کرد٠ اولین قطره های خنک آب به صورتش میخورد٠ هنوز خنکی آب را کاملا حس نکرده بود که دستی محکم بر سرش کوبید٠

دست خانم مدیر بود٠ بیشعور احمق نمیدونی بهائیا حق ندارند از شیر آب عمومی استفاده کنن٠ می خوای همه رو نجس کنی٠

مچاله و بغض کرده بگوشه ای رفت٠ صدائی از پشت سر به گوشش رسید٠ برگشت و دید چند دست کوچک از زیر روپوش مدرسه قمقمه های آبشان را بسویش دراز کرده بودند٠

نقل از ایمیل یکی از خوانندگان این سایت٠

Monday, 21 July 2008

Our Analysis Of The Persecutions Continues...

Court Judgements Handed Down

In March 2008 an unusual turn of events came to light in the appeal court of the province of Hamadan. They overturned the guilty verdicts against four Bahá’ís of Hamadan. These four Bahá’í men had documents, computers and books confiscated during searches of their homes, and had been wrongfully imprisoned under often testing and trying conditions had been found guilty of “teaching against the regime”. The four were released on bail following their arrests and had been appealing the ludicrous judgement that had been passed against them. In addition to being sentenced for an unknown period of time, one of the men had been sentenced to exile to Khash. The appeal court ruling in March 2008 stated that in view of the appellants’ claim that not only are they not against the government, but they are also absolutely obedient to it; teaching the Bahá’í Faith cannot be regarded as teaching against the regime. The document goes on to state that taking into account the example of the Prophet and His Pure Imams who urged kindness towards all people, it is the court’s verdict that the appellants are innocent of the charge of teaching against the regime.Women Imprisoned

Three women from Ghaemshahr: Ms Simin Gorji, Miss Mina Hamran and Mrs Sima Rahmanian Laghaie were sentenced to 5 months imprisonment on the charge of “propogation on behalf of an organisation which is anti-Islamic”. Two of the three women have been released from prison after their sentence had been served, however Mrs Laghaie’s fate remains unknown whilst she continues to remain in prison. The fact that Bahá’í women are facing indignity of incarcerated is a particularly disturbing matter. This type of action is prevalent throughout Iran.

Attacks Against Bahá’í School Children

Should the detention and incarceration of women not be sufficient, the cruelty and oppression also extends to innocent children. Bahá’í children and youth continue to be subjected to harassment, vilification, and ill-treatment at all levels, from primary through secondary and pre-university classes. In one such instance, an extra-curricular activities teacher stated to the class that she was teaching that Bahá’ís “are on the path of error” and further asserted that “they are unclean, dirty, and repugnant.” An eleven-year-old Bahá’í child who was participating in the class activity raised her hand, but the teacher did not allow her to speak. At the end of the class she approached the teacher and said, “I was born in a Bahá’í family and for twelve years I have lived in a Bahá’í home. My parents take showers and I see no uncleanness in them. I have not noticed anything that you have uttered.” The teacher responded with disparaging statements about the Bahá’í Faith and as the child attempted to defend the Faith, the teacher stated, “You will all end up in hell!” When the pupil’s mother raised objections about this to the school principal, the principal responded that she was free to take her daughter elsewhere, finally suggesting that the parents visit the Ministry of Education. The parents did so and were told by the deputy director of extra-curricular activities, “We have given instructions to all the schools and especially the extra-curricular activities teachers—in view of the initiatives being taken by the other side [referring to the Bahá’ís] and the way they have been gathering strength—to do research and to educate the school children on this topic with accuracy. They need to bring awareness to the pupils so that, God forbid, they will not go astray and fall into their [the Bahá’ís’] trap. We have heard that they [the Bahá’ís] are passing out booklets and CDs. This country is an Islamic republic, and should anyone oppose us we will counter their efforts.” He emphasized that the teachers had been directed to utilize accurate and authentic material as written in Bahá’í books and repeatedly stated, “This [the Bahá’í Faith] is not a religion; it is, rather, a cult.” At the end of the meeting he confirmed that he had instructed the teachers to deal with the Bahá’í Faith in this way and stated that these activities would continue in the future.

Thursday, 7 February 2008

Baha'is engaged in humanitarian project aimed at helping underprivileged young people in the city of Shiraz and accusations by the Iranian government


فعالیتهای انسان‌دوستانۀ جامعۀ بهائی در شیراز
و اتهامات دولت ایران بر علیه آن
فوریه سال ٢٠٠٨ میلادی



۵٣ نفر بهائی که درماه می ٢٠٠۶ دستگیر شدند و اخیراً به جُرم "تبلیغ علیه نظام" متهم گشتند، درحقیقت داوطلبانه به اجرای چندین طرح خدمات اجتماعی مبادرت ورزیدند که هدف آنِ کمک به کودکان تهی‌دست در شیراز و حومۀ آن بود٠

گزارشات رسیده از ایران نشان می‌دهد که اولین طرح را در واقع تعداد معدودی از جوانان بهائی درسال ٢٠٠۴ شروع کردند و هدفشان این بود که به نوعی به کودکان و نوجوانان خدمت کنند٠

اگر چه این ایده از طرف آن گروه بهائی ارائه شد، اما در حقیقت یکی از دوستان مسلمان آنان بود که پیشنهاد کرد طرح مذکور را برای کمک به کودکان دبستانی در کَتسْبَس، که یکی از محله‌های فقیر اطراف شیراز است، بنیان کنند. آن طرح بطور اخص متوجه به این هدف بود که با آموزشِ کودکان به آنان کمک کنند تا خود را برای امتحانات پایان دورۀ تحصیلی آماده نمایند٠

معلمین، که تماماً بهائی نبودند، هرجمعه ازساعت ٨ صبح تا ظهر به دانش‌آموزان کمک می‌کردند٠ در مراحل نخستینِ اجرای طرح، آموزگاران قالیچه‌ای در مقابلِ خانه‌های والدین پهن کرده به آموزش می‌پرداختند تا اعضای خانواده شاهد باشند که تنها نیّت آنها خدمت به کودکان است و در نتیجه، احساس نگرانی نکنند. مادران در نزدیکی آنان می‌ایستادند و درسها و تمرین‌هائی را که آموزگاران ارائه می‌دادند مشاهده می‌کردند و به روشهای تدریس آنان اظهار علاقه می‌نمودند٠

جمعی از معلمین و کودکان در کلاسهای آموزشی سهل‌آباد، محله‌ای خارج از شیراز، ایران٠
این کلاسهای آموزشی در سال ۲۰۰۶ برابر با ۱۳۸۵ به دستور دولت تعطیل شد٠


در ابتدا آموزگاران با بیست، سپس شصت و بالأخره با صدو‌بیست دانش‌آموز کار می‌کردند. درپایان دوره تحصیلی، والدین درخواست کردند که در صورت امکان این فعالیت ادامه داشته باشد. تصمیم گروه بر آن شد که دائرۀ خدمات خود را وسعت دهد و به فراگیری و اکتساب مهارت‌های اجتماعی و اخلاقی کودکان کمک کند تا خودشان بتوانند عامل پیشرفت و ترقی در زندگیِ خود و جامعه گردند٠

با فرا رسیدن تابستان سال ٢٠٠۵، تعداد کودکانی که در این برنامه شرکت داشتند به چنان حد قابل ملاحظه‌ای افزایش یافت که مجبورشدند آنان را به دوگروه تقسیم کنند، که هرگروه حدود صد شرکت کننده و سی نفر آموزگار را شامل می‌شد٠

کلاسهای آموزشی در کتسبس، محله‌ای خارج از شیراز، ایران

هم­زمان با این فعالیت‌ها، ازآنجا که یکی از دوستان مسلمانِ بهائیان اظهار تمایل نمود که در خدمات اجتماعی شرکت کند، طرح مشابهی درمنطقۀ دیگری بنام سهل‌آباد آغاز شد، جائی‌که کودکان و خانواده‌هایشان علاقۀ وافر به شرکت در چنین فعالیتی را ابراز داشته بودند٠ آن طرح صد کودک را شامل می‌شد، که آموزگاران آن مثل قبل برخی بهائی بودند و برخی هم نبودند، و به مدت یکسال ادامه یافت تا زمانی که بهائیان درماه می ٢٠٠۶ درشیراز دستگیر شدند٠

همزمان با طرحِ سهل‌آباد، آن گروه فعالیت ابتکاری دیگری را آغاز کرد که درآن چهارده آموزگار به صد کودک و نوجوان دریکی از مراکز آموزشی در شیراز کمک ‌کردند٠ این طرح در محدودۀ برنامۀ «حمایت از حقوق کودک» در شیراز عمل می‌کرد که در وزارت کشور ثبت شده بود٠

کلاسهای آموزشی در سهل‌آباد، محله‌ای خارج از شیراز، ایران
علاوه بر این فعالیت‌ها، آن گروه برنامه‌هائی هفتگی شامل کلاسهای هنری برای بیمارانِ جوانِ سرطانی در بیمارستانِ کودکان و نوجوانانِ شیراز ترتیب می‌داد٠ این برنامه که مورد استقبال گرم و پُرشوروشوق رئیس بیمارستان قرار گرفته بود، به مدت یکسال فعال بود تا اینکه به علت دستگیری بهائیان شیراز متوقف شد. درخلال این مدت، اعضاء گروه بطور منظم و مستمر به پرورشگاه‌ها و یتیم‌خانه‌های و مؤسسات مختلف رفته از کودکانی که از لحاظ جسمی و فکری با مشکلات عقب‌افتادگی روبرو بودند عیادت می‌کردند٠

کلاسهای آموزشی در سهل‌آباد، محله‌ای خارج از شیراز، ایران
جهت آمادگی برای اجرای این طرح‌ها، آموزگاران به تحصیل و فراگیری مواد درسی مربوط به فن آموزش و پرورشِ کودک، آموزش هنر و کارهای دستی، کمکهای اولیه و رشدِ اخلاقی نوجوانان پرداختند، که درمیان اینها یکی کتابچه «نسائم تائید» بود٠ برای مراجعه به نمونه‌ای از درس‌های «نسائم تائید» به این پیوند مراجعه فرمائید

«نسائم تائید» کتابچه‌ای است برای تقویت مهارتهای کلامی و قدرتِ بیانِ نوجوانان ١١ تا ١٢ ساله. این کتابچه که در کشور زامبیا (در افریقا) تهیه شده، بطور منظّم زمینه را برای خواندن متون ساده مهیا میکند، سپس به تمرینِ قدرت تکلم می‌پردازد. متونی که خوانده می‌شود حاوی مفاهیم اخلاقی است که از تعالیم بهائی الهام گرفته، اما نمی‌توان آنرا مطالبی مذهبی بشمار آورد. برای مثال، در این نشریه هیچ اشاره‌ای به آئین بهائی نشده است. در واقع، بسیاری از کشورهای اطراف جهان از آن برای ارتقاء سطح ِ سواد نوجوانان استفاده کرده‌اند٠ از آن کتاب برای فعالیتهای آموزشی در جوامع بهائی نیز استفاده شده است٠

طرح‌های مذکور هرگز به تبلیغ آئین بهائی مبادرت نورزید، و گروه‌هائی که در آن شرکت کردند بر خلاف ادعای مقامات رسمی دولت ایران در رسانه‌ها، هرگز قدمی به جهت تبلیغ علیه نظام بر نداشتند٠

طبق گزارش یکی از کارگزاران بهائیِ طرح مذکور، در سال ٢٠٠۵ گروهی که مسئولیت آموزشی را به عهده داشت طی نامه‌ای به شورای اسلامی شهر شیراز جزئیات فعالیت خود را معرفی، و درخواست نمود که برای ادامۀ طرح مجوز صادر شود. درخواست آنان پس از بررسیِ کمیسیون فرهنگی به تصویب رسید و نامه مجوزبرای ِ گروه صادر گردید٠

مطالبی که برای تصویب ارائه شد جزئیات مواد درسیِ طرح آموزشی را در بر داشت و، هیچکس موضوع دین یا مذهب را مطرح ننمود٠ هیچیک از کودکان یا والدینِ آنان هرگز سخنی در مورد سوابق مذهبی و دینی آموزگاران به میان نیاوردند و ابراز نگرانی ننمودند٠

علاوه براین، قبل از دستگیری ۵٣ بهائی در ماه می ٢٠٠۶، هیچکس تمایزی بین بهائیان و مسلمانانی که در طرح‌های خدمات اجتماعی فعال بودند قائل نشده بود؛ درحقیقت، از آنجا که مسألۀ مذهب مطرح نبود، طبق گزارشات رسیده، برخی از مسلمانان از اینکه همکاران آنان مسلمان نبودند، اطلاع نداشتند٠

درآگوست سال ٢٠٠٧، از طرف دادگاه محلی به ۵٣ نفر اطلاع داده شد که آنان به جرم «اقدام علیه امنیت کشور» محکوم شده‌اند. سپس در نوامبر سال ٢٠٠٧ ، از طریق تلفن به سه نفراز آنان گفته شد که برای دریافت اموالی که درزمان دستگیری ِ ماه می ٢٠٠۶ از آنان توقیف شده بود به وزارت اطلاعات شیراز مراجعه کنند٠ با این حال، به جای دریافت متعلقاتشان، فوراً زندانی شدند٠

بنا به گزارشی، پی درخواست سازمان عفو بین‌الملل مبنی بر اقدامی سریع و مبرم که در تاریخ ٢۵ ژانویه ٢٠٠٨ صادر شد، چنین آمده: «هنگامیکه آن سه نفر به منزل مراجعت ننمودند، خانواده‌هایشان، که آنان را تا محل زندان همراهی کرده بودند، پاسخ‌های ضد ونقیضی از مقامات اطلاعاتی دریافت کردند. در ابتدا، مقامات دولتی سعی کردند ادعا کنند که آن سه نفر اصلاً وارد ساختمان نشده‌اند، با اینکه خانواده‌هایشان دیده بودند که آنها وارد ساختمان شده‌اند. بالأخره به آنان اطلاع داده شد که آن سه نفر در دفتر وزارت اطلاعات در شیراز بازدداشت شده‌اند.» ٠

درتاریخ ٢٩ ژانویه ٢٠٠٨، طبق منابع خبری بین‌المللی، سخنگوی قوۀ قضائیۀ ایران به شرح و تفسیر اتهامات علیه آن سه نفر پرداخت. بنا به گزارش سرویس خبری فرانسه، سخنگوی قوۀ قضائیه، علیرضا جمشیدی، اظهارداشت: «سه فرد بهائی به اتهامِ تبلیغ علیه نظام به چهارسال زندان محکوم شده‌اند.» ٠

آقای جمشیدی همچنین به خبرنگاران اظهار داشت که ۵١ نفر دیگر به یکسال زندان تعلیقی محکوم شدند، مشروط بر اینکه در کلاسهای سازمان تبلیغات اسلامی کشور حضور یابند٠

آژانس خبری فرانسه به نقل قول دیگری از یک مقام ناشناس در قوۀ قضائیه بیان می‌کند که بهائیان «تحت بهانۀ کمک به تهی‌دستان در شهر شیراز اقدام به تبلیغ مرام خود نمودند.» ٠

دادگاه جزئیاتِ مربوط به کلاسهایِ سازمانِ تبلیغات اسلامی را که به شرط حضور در آن، ۵٠ نفر بهائی به یکسال زندان تعلیقی محکوم شده‌اند، اعلام نکرده است٠ اما وکلای با تجربه اشاره کرده‌اند که چنین امری تابحال سابقه نداشته است. این وکلا توصیه کرده‌اند که جوانان محکوم در این کلاسها حاضر نشوند، به دلیل اینکه هدف از این کلاسها اِعمال فشار برآنان است تا دین‌شان را انکارکنند٠ این موضوع بطور دقیق‌تری مورد بررسی و پژوهش قرار خواهد گرفت، اما مطمئنا ً هیچ فرد بهائی آگاهانه به چنین جریانی که منجر به انکار اعتقادش شود تن در نخواهد داد٠

علاوه براین، اتهام دادگاه مبنی بر اینکه بهائیان دستگیر شده در شیراز مبادرت به تبلیغ غیرمستقیم نمودند، ادعائی فریب‌دهنده است٠ درواقع، چنین اتهامی می‌تواند به هر بهائی که بر اساس مفاهیم عالیۀ مندرج در تعالیم بهائی عمل کند، نسبت داده شود٠ با وجود این، حتی اگر بهائیان بطور مستقیم به تبلیغ آئینشان بپردازند، این امر نمی‌تواند دلیل موجّهی برای زندانی کردن آنان به حساب آید٠ ماده ١٨ منشور جهانی حقوق بشر – میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی – که در کشورهای امضاءکنندۀ آن، ازجمله ایران، حکم و قدرت قانون را در بر دارد، این را تصریح میکند «که هر کس حق آزادی فکر، وجدان و مذهب دارد٠ این حق شامل آزادی داشتن یا قبول یک مذهب یا معتقدات به انتخاب خود، همچنین آزادی ابراز مذهب یا معتقدات خود، خواه بطور فردی یا جمعی، خواه به طورعلنی یا در خفا در عبادات و اجرای آداب و اعمال و تعلیمات مذهبی می باشد.» ٠

Sunday, 27 January 2008

پیگرد قضائی فعالان اجتماعی بهائی در شیراز

بیش از هقت ماه از بازداشت یک گروه ۵۴ نفری بهائیان در شیراز میگذرد۰ همه اعضای این گروه تحت پیگرد قضائی قرار گرفته و سه تن در دادگاه محکوم شناخته شده مابقی در انتظار محاکمه بسر میبرند۰ اخیرا بی بی سی طی مطالب مشروحی ازقول خانم رها سروستانی یکی از علل بازداشت این گروه ۵۴ نفری را استفاده از کتاب نسائم تائید در کلاسهای آموزشی کودکان دانست۰ خانم رها سروستانی که دادگاه انقلاب اسلامی ایشان را به چهار سال حبس محکوم نموده در دادخواست خود خطاب به دادگاه تجدید نظر استان فارس نوشت که او و دیگر بهائیانی که دستگیر شده اند عضو سازمانی غیردولتی به نام مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا هستند که در وزارت کشور ثبت شده و مجوز فعالیت داشته، علاوه بر آن برای تشکیل کلاسهایی که برای کودکان و نوجوانان مناطق محروم برگزار کرده بودند از شورای شهر شیراز مجوز داشته اند و بنابر این نباید گروهی غیرقانونی و برهم زننده نظم عمومی به شمار روند۰
این کلاسها با رضایت والدین کودکان و نوجوانان در جلوی منازل آنان و در ملأ عام برگزار می شده و همواره رضایت خانواده ها و مردم محل را به دنبال داشته است۰
بهائیان جزو گروهها و سازمانهای مخالف نظام محسوب نمی شوند زیرا اولاً هیچگونه قانون یا حکمی که دیانت بهائی و بهائیان را مشمول آن قرار دهد وجود ندارد، ثانیاً مسئولان محترم مملکتی بارها در سخنرانیها و نظرات خود اظهار نموده اند که کسی به خاطر بهائی بودن تحت تعقیب قرار نمی گیرد و بهائیان مثل دیگر شهروندان در ایران زندگی می کنند و جان و مالشان محترم است، بخشنامه ها و دستورالعملهایی نیز در این خصوص از سوی مقامات حکومتی صادر شده است، ثالثاً ... احکام و روش بهائیان در اطاعت و متابعت از قوانین و مقررات و نظام حکومتی و احترام نسبت به مسئولان امور است و این روش و سلوک لااقل در این مدت استقرار حکومت جمهوری اسلامی برای مسئولان مملکتی کاملاً احراز و آشکار شده است۰


جای بسی تاسف است که دولت جمهوری اسلامی افرادی مثل خانم سروستانی و ۵۳ تن دیگر را که هدفی جز کمک به کودکان و نوجوانان در مناطق محروم نداشته اند تحت پیگرد قضائی قرار داده و سه نفر از آنان را به زندان محکوم نموده اند۰

مشروح این خبر را میتوانید در آدرس زیر بخوانید

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2008/01/080125_dd_bahais.shtml

Thursday, 12 April 2007

وضعیت دشوار دانش آموزان بهائی در مدارس ایران


سایت خبری رادیو فردا گزارش مفصلی در مورد «وضعیت دشوار کودکان بهائی در مدارس ایران» منتشر کرد. در این گزارش آمده: «اجبار به بيان اعتقادات مذهبی در کلاس درس به برخی معلمان و مسئولان مدارس فرصت می دهد تا دانش آموزی را تنها به دليل اعتقادات مذهبی او از ديگران جدا کرده و با بيان تاريخ تحريف شده دين او به عنوان متن درسی، دانش آموزان ديگر را عليه او برانگيزند و کودک و نوجوانی را در حساس ترين دوران سنی خود به زندگی در فضائی به زهرکينه و تحقير آلوده محکوم کنند»۰

دانش آموزان و دانشجویان بزرگترین سرمایه نیروی انسانی هر اجتماع متمدن بشمار میروند. در حال حاضر بهائيان از تحصيلات عالی در ايران محرومند، تعداد معدودی جوانان بهائی که در سال جاری وارد دانشگاه شده بودند پس از چند ماه از دانشگاهها اخراج شدند و اخیرا معلمان و اولیاء مدارس اقدام به تحقیر و سرکوبی دانش آموزان و کودکان بهائی نموده اند. نمیدانم که دولت ایران به چه حکمی محکمند و به چه دلیلی مستدلند، قلم ظلم برداشته اند و بخون این مظلومان رقم کشیده اند. نمیدانم این مشقات وصدمات تا کی ادامه خواهد داشت و این ظلم و ستم کی باخر خواهد رسید۰

گزارش کامل رادیوفردا را میتوان در آدرس زیر خواند
http://www.radiofarda.com/Article/2007/04/10/o2_school_bahaei.html

Sunday, 8 April 2007

دانش آموزان بهائی در ایران

دانش آموزان بهائى در ايران به نحو روزافزونى با آزار و بدرفتارى مقامات مدارس روبرو هستند

بنا بر گزارش­هائى كه اخيراً از داخل ايران ميرسد، دانش آموزان بهائى به طور روزافزون در مدارس ابتدائى و متوسطه در سراسر ايران مورد آزار، توهين و سوءرفتار قرار ميگيرن۰

در يک مدت زمان سى روزه، يعنى از نيمه­ى ژانويه تا نيمه­ى فوريه، در حداقل ۱۰ شهر از شهرهاى ايران، حدود ۱۵۰ مورد توهين، بدرفتارى و حتى اِعمال خشونت بدنى از سوى مسئولين مدارس نسبت به دانش آموزان بهائى گزارش شده است۰

بانى دوگال نماينده­ى ارشد جامعه­ى بين­المللى بهائى در سازمان ملل متحد گفت: « گزارش­هاى جديد مبنى بر اين که آسيب­پذيرترين اعضاى جامعه­ى بهائى ايران، يعنى کودکان و نوجوانان مورد آزار و تحقير قرار ميگيرند و حداقل در يک مورد با چشمان بسته مورد ضرب و شتم قرار گرفته­اند، پديده­ى بسيار ناراحت­کننده­اى است.» ۰

خانم دوگال گفت: «تعداد رو به افزايش چنين وقايعى حاکى از اوج­گيرى جدى و شرم­آور تعقيب و آزار بهائيان ايران است. اين واقعيت که بچه‌هاى مدرسه­اى هدف کسانى قرار ميگيرند که حقاً بايد مورد اطمينان آنها باشند، يعنى معلمين و مسؤلين ادارى مدارس، روند اخير را حتى وحشتناک‌تر ميسازد.» ۰

خانم دوگال گفت که جامعه­ى بين­المللى بهائى گزارش­هاى پراکنده­اى از اذيت و آزار دانش‌آموزان بهائى دريافت ميکرد، اما اخيراً بود که مطلع گرديد اکنون در سطح وسيع کودکان بهائى مجبور ميشوند ديانت خود را مشخص سازند و علاوه بر آن مورد توهين و تحقير قرار ميگيرند، تهديد به اخراج ميشوند و در برخى موارد فوراً از مدرسه اخراج ميگردند۰

خانم دوگال گفت: «آنها همچنين تحت فشار قرار ميگيرند که به اسلام بگروند و از آنها ميخواهند که تهمت­ها و افترائات معلمين دينى را نسبت به ديانت خود تحمل نمايند. در متون درسى آنان نسخه­اى تصويب شده از "تاريخ ايران" تدريس ميگردد که ميراث دينى دانش­آموزان بهائى در آن تحقير و وارونه جلوه داده شده و بى­شرمانه تحريف ميشود. همچنين مکرراً به آنها گفته ميشود که حق ندارند در جهت تبليغ ديانت خود بکوشند.» ۰

بنا به گفته­ى خانم دوگال، يک فرد بهائى گزارش کرده است که کودکان يكى از خويشاوندانش را در کرمانشاه به جلوى کلاس فراخوانده و آنها را مجبور کرده­اند به توهين­هائى که به ديانتشان ميشده گوش دهند۰

خانم دوگال گفت: «دانش­آموز ديگرى که در يک هنرستان پذيرفته شده بوده، مورد تعقيب مقامات قرار گرفته و در سه مورد او را گرفته، چشمانش را بسته و کتک زده­اند.» ۰

خانم دوگال گفت: «هر چند ممکن است بعضى از حوادث اخير به صورت پراکنده رخ داده باشد، اما دامنه و ماهيت اين اقدامات شرم­آور بهائيان ايران را به اين نتيجه رسانده است که اين عمليات سازمان يافته است.» ۰

او اضافه نمود آنچه که بخصوص باعث نگرانى است اين واقعيت است که درصد بالائى از حملات وارده به دانش­آموزان دبيرستانى عليه دختران بهائى بوده است۰

خانم دوگال گفت: «در حالى که حملات صورت گرفته در دبستانها و مدارس راهنمائى در مورد دختران و پسران بهائى يکسان بوده، اما حملات انجام شده در دبيرستان ها دختران را بيشتر مورد هدف قرار داده و از­۷۶ مورد بدرفتارى ۶۸ مورد آن عليه دختران بهائى بوده است» ۰

خانم دوگال اضافه نمود که سن کودکان و نوجوانانى که دچار اين وضعيت شده­اند به شرح زير است: در سطح دبستان، کلاس­هاى اول تا پنجم، دانش آموزان ۶ تا ۱۱ ساله؛ در سطح مدارس راهنمائى، کلاس­هاى ششم تا هشتم، دانش آموزان ۱۱ تا ۱۳ ساله و در سطح دبيرستان، کلاس هاى نهم تا دوازدهم، دانش آموزان چهارده تا هفده ساله ۰

گزارش­هاى مربوط به حمله به دانش­آموزان بى­گناه بهائى زمانى دريافت ميشود که تعداد فزاينده­اى از دانشجويان بهائى که خواستار ادامه­ى تحصيل در دانشگاههاى ايران بودند، پس از آن که به عنوان بهائى شناسائى شدند، از مؤسسات آموزش عالى انتخابى خود اخراج گرديدند۰

تا دوسال و اندى پيش که همه دانشجويان میبايست مذهب خود را در اوراق مربوط به امتحانات ورودی منعکس کنند، دانشجویان بهائی خود به خود از ورود به دانشگاهها محروم بودند۰

در سال ۲۰۰۴ ميلادى، در پی فشارهائیکه از سوی جامعه‌ى بين‌المللی و سازمان‌های مدافع حقوق بشر وارد آمد، دولت جمهوری اسلامی سياست خود را تغيير داد و ستون مذهب را از اوراق امتحانات ورودی دانشگاهها حذف کرد. در نتيجه حدود ١٠٠٠ نفر بهائى با موفقيت در كنكور شركت كردند و صدها نفر قبول شدند كه بسيارى از آنان نمرات بالائى آورده بودند۰

اما بعداً در همان سال، طى اقدامى كه نمايندگان جامعه‌ى بين‌المللى بهائى آن را يک «حيله» ميخوانند، نتايج امتحانات را كه روى آنها كلمه‌ى «مسلمان» نوشته شده بود، به بهائيان برگرداندند، در حالى كه ميدانستند اين امر براى بهائيان كه به حكم اصول اعتقادى خود كتمان عقيده نميكنند، غيرقابل قبول است۰

مقامات دولتى گفتند چون بهائيان براى پاسخ دادن به سئوالات بخش مطالعات دينى گزينه‌ى اسلام را انتخاب كرده‌اند، بايد مسلمان شمرده شوند و بهائيان به اين عمل اعتراض كردند اما اعتراضشان راه به جائى نبرد. هيچ بهائى در آن سال وارد دانشگاه نشد۰

همين اتفاق در سال ٢٠٠۵ تكرار شد. صدها دانشجوى بهائى در كنكور سراسرى شركت كرده و قبول شدند، اما دولت بار ديگر آنها را تحت عنوان مسلمان فهرست كرد. بهائيان مجدداً به اين امر اعتراض کردند بدون آن كه موفق به اصلاح اين بى‌عدالتى شوند. در سال­۲۰۰۵ نيز هيچ بهائى از دانشگاه فارغ التحصيل نشد۰

پائيز گذشته از ميان صدها بهائی که با حسن نيت در کنکور سراسرى شرکت کرده و در امتحانات ورودی موفق شدند، ١٧٨ نفر به دانشگاههای مورد نظر خود راه يافتند. اما از آغاز سال تحصیلی جدید تا کنون، دست کم ۹۴ دانشجوی بهائی بعد از آنکه دانشگاهها متوجه شدند آنها بهائی هستند از مؤسسات آموزش عالى محل تحصيل خود اخراج شده‌اند۰

از زمان برقرارى جمهورى اسلامى در ايران درسال ۱۹۷۹ تاکنون جامعه­ى ۳۰۰ هزار نفره بهائيان ايران با تعقيب و آزار منظم و مداوم روبرو بوده است. در اوائل دهه­ى ۱۹۸۰ بيش
از ۲۰۰ بهائى در ايران کشته، صدها نفر زندانى و هزاران نفر از شغل و تحصيل محروم شده­اند۰

در حال حاضر بيش از ۱۲۰ بهائى که پيشتر بازداشت شده بودند و به قيد ضمانت آزادى خود را بازيافتند، به سبب اتهامات ساختگى و دروغين که صرفاً به علت اعتقادات و فعاليتهاى دينى بر آنها وارد شده در انتظار محاکمه بسر ميبرند. در طول سال گذشته گروه­هاى بين­المللى طرفدار حقوق بشر همچنين نسبت به اقدامات رو به گسترش دولت ايران براى شناسائى و تحت نظر گرفتن مخفيانه بهائيان آن کشور اظهار نگرانى نموده­اند۰
------------------

جامعه­ى بين­المللى بهائى در سازمان ملل دفتر نیویورک
Baha’i International Community – United Nations Office
866 United Nations Plaza, Suite 120, New York, NY 10017 USA
Telephone: 1-212-803-2500, Fax: 1-212-803-2566
Email: uno-nyc@bic.org
بانى دوگال نماينده­ى ارشد جامعه­ى بين­المللى بهائى در سازمان ملل دفتر نیویورک
Telephone: 1-212-803-2519, Email: uno-nyc@bic.org